«فرزند
پنجم»ِ لسینگ را سال 91 از نمایشگاه کتاب گرفتم و همان روزها هم خواندماش. همان
موقع هم بود که شنیدم، «دوریس لسینگ» قسمت دوم این کتاب را با عنوان «بن در جهان»
نوشته، و در ایران هم با همین مترجم و ناشر عرضه شده است. بالاخره پس از چند سال
فرصتی شد تا «بن در جهان» را هم تهیه کنم و بخوانم. در مورد زیباییهای ادبی آثار
لسینگ و نوبل ادبیاتی که سال 2007 گرفته، و در مورد بیوگرافی جالب توجهاش که در
ایران متولد شده و تا شش سالگی ساکن کرمانشاه بوده است، در مقدمه همین کتابها و
سایر منابع زیاد گفته و نوشته شده است. من صرفن بهعنوان یک خواننده - برای اینکه
بعدها، روزهایی که این کتاب را میخواندم فراموش نکنم - چند سطری را بهعنوان
یادداشت، اینجا مینویسم:
«بن در جهان» به زندگی
بعد از هجده سالگی «بن» (شخصیت رمانِ فرزند پنجم) میپردازد: رویارویی بن با زشتیها
و زیباییهای جهانِ اطراف، و حسی که نسبت به آنها دارد و تاثیری که آنها بر
زندگی بن میگذارند. صادقانه اگر بگویم، بن در جهان، به جذابیت فرزند پنجم نیست.
اما آنقدر گیرایی دارد که بتوان 180 صفحهاش را، بدون زمین گذاشتن کتاب، یکنفس
خواند! پایان غافلگیرکننده و بُعد انسانشناسی داستان، که رفتار انسانها در
شرایط خاص را تصویر میکند نیز از جذابیتها و نکات مثبت این رمان بود. البته بدون
اینکه داستان را لو بدهم، باید بگویم که پایانبندی متفاوتتری از آنچه که لسینگ
نوشته بود، مدنظرم بود.
پن: «بن در جهان» و «فرزندِ پنجم» را نشر ثالث،
با ترجمه مهدی غبرائی منتشر کرده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر